رابطه 1365
زیرنویس فارسی

رابطه 1365

ناصر، نوجوانی ناشنوا و لال قادر به ایجاد رابطه با اطرافیان خود نیست. پدر و خواهرش به او بی توجه اندو دل سوزاندن مادر به حال او بی فایده است. ناصر تحت فشار اطرافیان و خانواده از همه كس و همه چیز دلزده است، اما پس از آن كه معلمش او را در عدم برقراری رابطه با اطرافیان مقصر می داند به خود می آید. سرانجام پس از آن كه تا حدودی قدرت تكلم می یابد با دسته گلی به دیدار معلم می رود.

دره شاپرك ها 1370
زیرنویس فارسی

دره شاپرك ها 1370

اخترشناس كهن سالی پس از تشخیص دادن تاریخ كسوف سه نوه اش رشید، جمشید و خورشید را به سرزمین عسلی می فرستد تا طلسم غول سنگی را كه آسایش اهالی را سلب كرده است، بشكنند. كوچك ترین برادر به نام خورشید شجاعانه با كوه غول سنگی به مبارزه بر می خیزد و به كمك دختر عمویش ترمه و كودكان پر نشاط سرزمین عسلی و راهنمایی های خردمندانه پدربزرگش نشاط و شادمانی را به سرزمین اجدادی خود باز می گرداند.

گربه آوازخوان 1369
زیرنویس فارسی

گربه آوازخوان 1369

حسنی همراه خواهرش گلدونه در پرورشگاه سكنا دارد. روزی زن و شوهری برای انتخاب كودكی به پرورشگاه می آیند و گلدونه مورد توجه آنها قرار می گیرد، اما هنگامی كه آنها با توافق مدیره پرورشگاه قصد دارند او را با خود ببرند، حسنی با تكرار این واقعیت كه آنها دارای پدری هستند كه روزی آنها را از سر فقر و ناچاری جلوی پرورشگاه گذاشته و بالاخره سراغ آنها خواهد آمد، از بردن او جلوگیری می كند. وقتی با مخالفت دیگران روبرو می شود در یك شب بارانی همراه خواهرش از پرورشگاه می گریزد. آنها سرگردان و خسته از پیدا كردن پدر، از فرط گرسنگی در رستوران تعطیل شده ای را به صدا درمی آورند. كارگر رستوران ظرفی از غذای گرم برای آنها می آورد. با بلندشدن بخار و پراكنده شدن بوی غذا در فضا، گربه های گرسنه تر سر می رسند و غذا را به یغما می برند. در كشاكش جنگ و گریز بین آنها و گربه ها، گنده‌لات گربه ها به حمایت از حسنی و خواهرش قد علم می كند و از آن پس دوستی آنها به تدریج شكل می گیرد و مستحكم می شود. به دلیل گرسنگی مفرط و درماندگی، گلدونه به پرورشگاه باز می گردد و می پذیرد به خانه زن و شوهر برود. با مشخصه ای كه حسنی از دیوار خانه‌شان می دهد گربه لاته با همراهی دیگر گربه ها برای پیدا كردن خانه مورد نظر و نهایتاً پیدا كردن پدر حسنی،‌ شهر را زیر پا می گذارند و سرانجام،‌ او را كه اینك مردی متمول است پیدا می كنند. اما مردی كه به ظاهر مستخدم خانه است، دو كودك دیگر را به نام آنها به پدر حسنی جا زده است. با مداخله یكی از مسئولان پرورشگاه و شوهر عمه پاسبانش حقه مستخدم برملا می شود و حسنی و گلدونه به اتفاق همه گربه ها به خانه مجلل پدر نقل مكان می كنند.