روانی 1376
زیرنویس فارسی

روانی 1376

مادر مریم در جوانی از سرطان خون مرده است و مریم كه مثل مادرش ـ اما تنها به دلیل بحران های عصبی ـ مرتباً خون دماغ می شود، همواره بر این باور است كه سرطان دارد و چیزی به پایان عمرش نمانده و این تصور، به خصوص حالا در 28 سالگی (سن مرگ مادرش) به اوج رسیده است. نوری، مرد تنهایی كه سال هاست با پیرزنی كولی كه او را خاله می نامد زندگی می كند، از چند سال پیش با دیدن مریم در عكاسی محل كارش او را زیر نظر گرفته و مدام به دنبال فرصتی است كه توجه او را به خود جلب كند. به این منظور، نوری مدام خاله را به سراغ مریم می فرستد تا در پارك به عنوان فالگیر، رسیدن مسافر سفیدپوشی را به او نوید دهد كه داروی شفابخش را برای مریم به ارمغان خواهد آورد. مریم به اصرار پدر و نامادری خود با مهندسی به نام امیر ازدواج می كند؛ اما پس از ازدواج ـ كه بحران های عصبی تازه ای برای مریم به همراه دارد ـ نیز نوری دست از سر او برنمی دارد و سرانجام با لباس سرتاپا سفید به سراغ مریم می آید و خود را مسافری معرفی می كند كه از آن سوی اقیانوس ها آمده است. نوری با مریم قرار می گذارد كه روز بعد پس از جدا شدن مریم از همسرش داروی شفابخش را برای او بیاورد؛ اما به اصرار امیر مریم مجبور می شود با شوهرش به شمال برود. در این میان امیر ـ كه از بیماری روانی مریم آگاه است و می داند كه سرطان ندارد ـ به سراغ پزشك خانوادگی مریم می رود و اطمینان می یابد كه همسرش به او خیانت نخواهد كرد. در حالی كه مریم سعی می كند مسافر سفیدپوش را از یاد ببرد، نوری نقشه تازه ای طراحی می كند و با كشاندن امیر به خانه پیرزن كولی، خود به سراغ مریم می رود و از او می خواهد خانه را ترك كند و با هم به مسافرت بروند. مریم وقتی حرف های نوری را درباره خانواده از هم پاشیده و سرخوردگی دوران كودكی اش می شنود، به بیماری روانی او پی می برد و اعتماد به نفسش را در مقابل او به دست می آورد. امیر نیز كه به بحران روحی و قصد نهایی نوری پی برده، با سرعت خود را به خانه می رساند و نوری را بیرون می اندازد. حالا مریم حس می كند كه از بحران روحی رهایی یافته است.